X
تبلیغات
رایتل

شمع وجود

شیطنتهای الی و دوستان۱

روزی روزگاری الی خانم با دوستاش می رفتن مدرسه.   

 HippieHippieHippieHairdo

تو مدرسه چه بلاهای که سر بچه ها و دبیرا نمی آوردن.

خلاصه تو راهرو که همیشه این شکلی بودن   

به هر حال شلوغترین کلاس مدرسه بود و همیشه صداهاشون رفته هوا. 

و تمام مدرسه از دستشون شاکی بودن ولی یه روز تو مدرسه نباشن  

مدرسه صفای نداره.(به قول دبیران و معاون های مدرسه)

در این گیر و داد یکی از سالها که این بنده خداها کلاس تاریخ داشتن و  

می خواستن از دبیر بی رحمشون که قاطعانه و سختگیرانه امتحان  

ازشون گرفته انتقام بگیرن.

و اما توطئه...

الی: من تا از این خانم... انتقام نگیرم دلم راحت نمیشه.

م: اره والا من هم دلم خنک نمیشه تا یه بلایی سرش نیاریم تا این  

بار چنین جراتی نکنه.

ل: خیلی کار بدی کرد شاید نمرهامون خوب نشه بهش گفته بودیم  

کار عملی داریم چرا باز کار خودش رو کرد و امتحان گرفت؟

الی: وایسا یه چیزی تو مخم داره می چرخه. (منظور همان جنایت)متفکر

م: چی هست جون من بگو.

ل: بچه ها بلایی سرش نیارین چیزی بشه گردن شما بیفته.

س: واقعا خیلی کار بدی کرده ها.

الی: صبح به خیر . این تازه انگار از خواب بیدار شده .

م: خوب حالا چی شد.

الی نگاهی به آخر کلاس می کنند و خنده ای می کند.

الی: موش

م.ل.س.: موش چی کار؟

الی براش موش بزارم که از ترس  هم اسمش رو یادش بره.

ل: نه تو رو خدا تازه حامله هم هست .

م: الی چی تو فکرته؟

الی وایسا همین حالا نشونت می دم. فقط شما مراقب باشین  

کسی نیاد .

س: وای تو با موش چی کار داری؟

الی: تو رو خدا این رو خفه کنین که داره بند رو آب می ده.

م و ل و س به مراقبت و حواست پرت کرده میرن

 و الی اقدام  به آخر کلاس و گرفتن موش از یکی از دوستان و  

به طرف  میز دبیر خانم... حرکت می کند در حالیکه همه در حال و  

هوای امتحان و دیدن نمره بودن الی خانم  و موش بدست بین این 

 جمعیت گم می شود .

موش را کنار میز می گذارد و به جایگاه اولش بر می گرده.

ل: چی شد؟

م: به خیر گذشت؟

س: کار بدی که نکردی؟

الی : نه خیر به خیر گذشت نه عزیزم کار بدی نکردم .

الی: ... ۴ ۳ ۲ ۱

جیغهای به هوا رفت.

الی : وای چی شد خانم چتونه.

این در حالی که خانم... بالای میز و به دیوار چسبیده.

م   و  ش 

الی: کجا؟

بقیه ای بچه یا در حال خندیدن یا در حال مواظبت از این خانم... تا نکنه 

 یه دفعه ای بیفته.

بالاخره موش رو پیدا کردیم .

الی: خانم این رو  می  گین این که کاری نمی کنه ببینید .

خانم: اه اه اه اه ببرش اون ور  نیارش اینجا.

الی : خانم... مردم موش رو می خورن شما ازش می ترسین.

بعد از دو دقیقه که خانم... به حالت اولیش امد و همه چی به  

خیر گذشت.

الی: خانم شما از موش می ترسید؟

خانم...: اره

س : خانم این که مصنوعی بود؟

الی. م . ل.:

خانم...: جدا راست می گی؟متعجب

س: اره . تازه کار خودش بچه هاست.

خانم...: چی کار خودش بچه هاست؟

الی: اها خانم منظور ایشون این که این کاردستی کار بچه هاست  

برای کار عملی درست کردن. 

(منظور همون کار عملی کتاب حرفه و فن)

خانم....:خوب چه طور این جا اومد؟

م: اخه خانم این از اول زنگ تو کمد میز بود و از بس میز رو بچه ها  

هول دادن در کمد باز شده و افتاده زیر پاتون.

خانم....: اها. به هر حال به خیر گذشت.

الی: اره چه به خیر گذشتنی بود.

جلینگ جلینگ جلینگ جلینگ

زنگ تفریح

خانم...: بچه ها خداحافظ.تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

الی : خداحافظ خانم گلم.

الی . م . ل. : (س) تو چرا این جوری گفتی نزدیک بود بند 

 رو آب بدی .تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

س: خانم ترسید نه.

الی . م . ل: ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا

اما زنگ های تفریح طبق عادت بچه مثبتا و ترسو کتاب به دست و دارن  

درس می خوندند.

اما این کلاس  تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

اوضاعی بود انگار عروسی داشتیم .یکی از این درس خونا رو کتاب به  

دست  کنار در میزاشتیم برامون کشکیک کنه.

یکی از شعرای که می خوندیم (الی و م) و بقیه برامون ساز می زدن 

 یا دست  می زدن یا در حال رقص بودن. 

این شعر رو خیلی وقته که کمی از یاد رفته تا دیشب یکی از دوستان 

 برای آدرس دادن و اعلام جایگاه خودشون ما رو بیاد کوه انداخت. 

به  روزی که  می خوندیم.

الی: می خوام برم کوه

م: کدوم کوه

الی : همون کوه که دلبر توش خونه کرده

م: ای بلی ای بلی 

بعد از چند روز خانم...:  بیا این ورقه های امتحانیتون نمره هاتون 

خیلی خوب شده الهام واقعا اون روز هم از ترس نزدیک بود  

سکته کنم  و هم عق کنم (استفراغ)  با این حرفت. 

الی : کدم حرف خانم... ؟ 

همون که بعضیا موشا رو می خورن. 

الی:اها 

 این هم قولی که داده بودم به دوستان که خاطر ات  و شیطنتها رو  

بنویسم نمی دونم تا چه حد قابل قبول بود ولی انشالله که از 

 خوندنش پشیمون نشده  باشینتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

فعلا 

 

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1388ساعت06:03 ب.ظتوسط الهام | 34 نظر

آرشیو نوشته ها
باران دلربا میرا اینک (میرا) وصال شمع سوخته احسان هجران خاطرات ساز دل حرم دل زوم بک آقا پسر علی جون درد دوران خلوت دل سوختگی صاحبدلان گوانتانامو (الناز(تنها باغ ستاره کلک شید دلشده گان عشقولانه سکوت دل خاطرات من ترنم عشق ایستگاه آخر مسافر باران حقیقتی تلخ پریای کوچکم بغض تنهایی سحرگاه امید ...رسم رفاقت عشقا دروغن عشقولانه ها I Fell In Love دخمه تنهایی دنیای تفریحی ستاره خاموش لحظات تنهایی اسیردام صیاد یادها وخاطرات یک بسته آرزو ...آرزوی وصال غمکده تنهایی سایه ی تنهایی I- WANT-YOu اینجا زمان مرده .:: رایانستان ::. زیرپوست عشق دو عاشق دیوانه به تو که بهترینی وبلاگ تنهایی من عشق من میلاد sakhtar az sang مرد تنها زیر بارون VaSaT MiMiRaM نوشته های سارا (رامین(چرا رفت؟ چپ دست مشهور ((:. بیاد مهراوه .:)) !...خودمو خودمون حمیده علی اکبری گل من بی تو تنهام آواره ترین دختر دنیا یک شکست خورده اصفهان نصف جهان بهترین آهنگهای من انجمن شاعران مرده فتو بلاگ چشم سوم خاطره های سرخ آبی (حسرت دیدار(بهنوش نوشته هایی برای خودم طلوع غم غروب عاشقان >>>~انعکاس آب~<<< عکسایی که تا حالا ندیدی عکس ها و سرگرمی هاش !---»''^'«دل شیفته»'^''«---! «سفر به آرزوها «دادش محمد هرچه می خواهد دل تنگت بگو هشیوار»دکتر کاوه سالارمند» ...کاش می شد زندگی انسانها ورق پاره ای از دیار سرگشتگی وبلاگ رسمی هواداران پرسپولیس
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازدیدها :